محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

89

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

669 ه / 1270 م انفانت فيليپ بر برادرش آلفونسوى دهم بشوريد و خود با جمعى از بزرگان به سلطان ابو يوسف پناه برد و از او يارى طلبيد . هرگاه ويولا ملكهء قشتاله شورشيان را خشنود نمىساخت و ماجرا را خاتمه نمىداد ، ميان مسلمانان و مسيحيان جنگ آغاز شده بود . در اينجا بايد بگوييم كه اين آلفونسوى دهم كه در حوادث شركت داشت آلفونسوى حكيم يا آلفونسوى عالم oibaS lE ناميده مىشد او را با علماى اندلس روابط مستحكم بود و از آنان دانش فرامىگرفت . آلفونسو جدولهاى فلكى مشهور به « جدولهاى اندلسى » را ترتيب داد و در اين كار از جمعى از علماى مسلمان و يهود و مسيحى مدد گرفت . همچنين تاريخ اسپانيا را تحت عنوان anapsE ed lareneg acinorC نوشت و او در تاريخ خود از منابع عربى بسى استفاده كرده است ، ولى كتاب او از اساطير و روايات اغراق‌آميز خالى نيست با اين همه از مهمترين تواريخ اسپانيا در قرون وسطاست . آلفونسوى دهم همسايگان مسلمان خود را دوست مىداشت و مقام علمى و رفعت فرهنگى آنان را مىستود و اين امر سبب شده بود كه در كشورش برخى با او مخالفت ورزند . آلفونسوى عالم يا حكيم در عصرى به علم و ادب اشتغال داشت كه پادشاهان جز به جنگ و سياست نمىپرداختند . در سال 1282 م / اوايل سال 681 ه پسرش سانچو بر او بشوريد و جمعى از بزرگان نيز يارىاش كردند و او توانست تخت پادشاهى پدر را از آن خود كند . پس پدر مخلوعش به سلطان ابو يوسف پناه برد و هيأتى به مغرب فرستاد و خواست تا او را بر ضد پسرش يارى دهد . سلطان اجابت كرد و در ربيع الثانى سال 681 ه با قواى خود از آب گذشت . آلفونسو در لشكرگاهش در جزيرة الخضراء با او ديدار كرد و تاج خود را نزد او به گروگان نهاد . سلطان صد هزار دينار زر به او داد تا لشكر گرد آورد . ابن خلدون مىگويد كه اين تاج را در دربار بنى مرين روزگارى در آنجا خدمت مىكرد ديده است . بنى مرين اين تاج را نگهداشته بودند و بر آن مفاخرت